دور باطل_ دووور باطل !

برای من که اعتقادم به بودن جاده را هم از دست داده ام !!!!

. . . .

خیلی مدت پیش این مطلبو تو وبلاگی خوندم و در کامپیوتر خونه ذخیره

کرده بودم

بعدشم جملاتی اضافه  نموده و  میخواستم تو وبلاگم بذارم

اما امکانش پیش نیومده بود تا الان که دوباره دیدمش . ..:

 

" برای اونایی که محکومند که اشتباه نکنند یا....

برای اونایی که فکر می کنند که محکومند به اشتباه نکردن...

یا برای اونایی که جوری رفتار کردند که دیگران کوچکترین اشتباهی

رو از اونا انتظار ندارند........

یا........

هر چی دیگه از این دست، نمی دونم!

 فقط می خواستم بگم واسه این آدما زندگی جهنمه همین!

چیز مهمی نبود. به خودشون مربوطه!

دهن اونا سرویس می شه..... به ما چه مربوط!

برای ما فقط باید مهم باشه که اونا اشتباه نکنند،

اگه  هم مرتکب شدند ، محکم می کوبیم تو سرشون که

 از تو بعیده همچی کاری بکنی! همین! راحت............!!! "

 

یادمه دانشگاه علامه که بودم یکی از بچه ها مقاله ای نوشته بود

با عنوان "تفاوت گناه و اشتباه!" . . . .

. . ..

وقتی خسته ای ،چقدر حق داری که حوصله ی کسی رو نداشته

باشی

چقدر حق داری که بد اخلاقی کنی؟

چقدر حق داری که دلت بخواد سکوت و آرامشو تجربه کنی

چقدر حق داری سر کسی که تو اوج بی حوصلگی ت میخواد نکته ی اخلاقی

 برات متذکر بشه داد بزنی !!!!؟؟؟؟

 زمانی که دلت میخواد ذهنتو از همه ی فعالیتهای فکری تهی کنی

زمانی که آرزوی بودن در عدم را حداقل برای چند دقیقه یا ساعت

داری؟!!!

وقتی دیوار ها روی قلبت سنگینی می کنند و . .. .

چقدر حق داری تو این وضعیت اشتباه کنی؟!

چقدر حق می دی به کسی که  تو این موقعیت دچار اشتباه میشه؟!

 

...... 

پ. ن: این پست بعلاوه می شود به

عکس های بی ربط از روزهای خوابگاهم . . .لبخند

  

 

    

   

/ 5 نظر / 8 بازدید
فون عروس و داماد

افزایش پیج رنک گوگل | افزایش رنک الکسا | بازدید فوق العاده بالا | فقط در عرض چند ثانیه، به افزایش بازدید خود کمک می کنید. افزایش درصد سئوی وبلاگ شما با تبادل لینک با ما امکان پذیر است(تبادل لینک با ما ۱۰۰% به افزایش رنک شما کمک میکند)

ضرغام

والا به قرعان با این نوناشون.[لبخند]

روتین های یک طلبه

سلام. نظر حقیر اینه که همانطور خدا اشتباهات بنده خودشون به بهترین وجه جبران میکنه « اهل الجود و الجبروت » یعنی علاوه بر جبران یه چیزی هم بهش میده، آدم ها هم باید درقبال اشتباهات دیگران و یا حتی اشتباه خودش ، یک چیزی علاوه بر بخشش بده. این همان « فرصت» است. نمیدونم به حرفات ربط داشت یا نه؟

مینا و زمرد

خب گفتید سر بزنم.سر زدم! شهادت حضرت امام محمد باقر و حضرت مسلم بر شما تسلیت. من فکر می کردم فقط خودم بی نظم هستم! اما می بینم باز هم افرادی هستند که من در مقابلشان خیلی هم با نظم هستم!!! این فرش، قالی کرمان است؟!

ضرغام

با تشکر از خانم مهاجری، در همین راستا لازم میدانم با توجه به عکس های منتشره به تحلیل شخصیت چند لایه و پیچیده ی ایشان بپردازم: 1-در عکس اول یاس فلسفی ای که بر روح ایشان مستولی شده موج می زند شما نگاه کنید به آن اعدام یا سیم خاردار و آن آویزان بودن دختر به پسر. به نظر میرسد که ایشان به شدت در بین کودکی و جوانی گیر کرده اند. 2-در عکس دوم به سطحی انگاری های ایشان میرسیم.دغدغه درحد آبجوش ،خیار و گوجه... 3-نظم در حد لیگ دسته چهار باشگاه های اتیوپی... از طرفی وااسلاما آن عینک روی قران چه می کند و از همه بدتر انگار نهج البلاغه آن هم ترجمه دشتی لای کتابهایش گم شده. 4-در این عکس اشرافی گری ایشان موج می زند از آن فرش قرمز رنگ بگیر تا آن همه برگه پاپکو... و از طرفی مبین این مطلب است که ایشان به شدت از آشفتگی فکر رنج می برند.نگاه کنید به برگه های پراکنده. نتیجه:در این شب جمعه دست ها را رو به آسمان دراز می کنم و با خواندن"اللهم اشف کل مریض"طلب شفای عاجل می کنم.به هر حال من که بخیل نیستم. والا به قرعان با این پستت. [نیشخند]