خاک خشنود

من با نخستین نگاه تو آغاز شدم

امشب شب قدر است و من تازه اکنون که یک ساعت به افطار مانده متوجه شدم!
از بدو تولد تا همین دوسال پیش! شب های قدر را اکثرا تا سحر در مسجد بودم .. مراسم احیاء و جوشن کبیر و نمازهای قضا و.. خیلی شب ها خوابم می آمد و با رنج به صبح میرساندم.. مرور گناهان گذشته و احساسهایی سرشار از ندامت و خود ملامتی! را با تمام وجود در خویش احیاء میکردم و سپس اشک و آه و توبه!
چندان پشیمان نیستم از آن احوالات، اما سالهایی بود که دیگر این توبه ها و احیاءها جواب نمیداد! دیگر سرزنش خویشتنم مانع از خطا و گناه نبود بلکه گاه خود دلیلی برای گناهی دوباره بود، وقتی روحم فسرده میشد ازین ملامت،وقتی دائم در حسی از اضطراب برای عدم  انجام مراسمات دینی،عدم کمال روحی! عدم معنویت های عمیق و عدم انجام تکالیفی که نمیدانستم چیست واقعا! به تنگنایم میکشاند،در این وقت تمام آن توبه ها را خود خواسته به فراموشی می سپردم تا زندگی کنم!!!!! این حال خود را در کتاب برلب پرتگاه گراتزیا دلددا به وضوح دیدم، شاید تا قبل از خواندن این کتاب درک درستی از تفکر و رفتار خویش و نتیجه اش نداشتم اما درین رمان خود را از بیرون دیدم،...
آن هنگام بود که فهمیدم خوارشمردن خویش ،سرزنش و ندامت، ناله و آه و افسوس هیچ یک مانع گناه نیست هیچ یک به رشد انسان کمک نمی کند که گاه خود فروکشنده است..
بلکه؛
عزت بخشیدن به خود،احترام قائل شدن برای خویش،دوست داشتن خود،نگاه  مهربانانه به خدا و جهان، بزرگ دانستن پروردگار،آرامش داشتن و شاد بودن به معنی رضایت از خدا و خویش ،بهترین راه برای رشد روحی و پیش گیری از خطا و نافرمانی از خداست...

یکی از دوستان عزیز به یادم آورد؛ شب قدر ،شب مهمانی ست؛ شب فرود ملائکه و فرشتگان در زمین، شبی که خداوند با نگاه و توجهی خاص به اهالی زمین می نگرد،شب نزول خوبی ها و برکات، شبی برای درخواست از پادشاه عالم ...

نیکی ها را بخواهیم،برای خود و دیگران
او بخشنده است !

که در حدیث قدسی میفرماید:
"چرا بنده امیدش را از من می برد و حال اینکه من چیزهایی به او داده ام که هرگز آن را از من نخواسته است ولی او بازهم از من طلب نمی کند و به غیر من روی می آورد!

آیا می پندارد که من بدون درخواست می بخشم و عطا می کنم اما در مقابل سؤال و درخواست جواب نمی دهم؟! "

لطفا ما را نیز دعا کنید.
همچنین برای آمرزش و آرامش روح خواهرزاده ام مسعود.
تشکر :)

نوشته شده در ۱۳٩۳/٤/٢٥ساعت ٧:٠٢ ‎ب.ظ توسط میرا نظرات () |


آخرين مطالب
» مرز گم شده
» نو شدن!
» ۱۳٩٤/۱/٢
» داشته ها...
» آگهی تاریخ گذشته!
» فرهنگ و اضطراب (1)
» دومین سالروز پیروزی
» ۱۳٩۳/٦/٢۱
» یاد یار مهربان آید همی...
» قدر دانی!

Design By : RoozGozar.com