خاک خشنود

من با نخستین نگاه تو آغاز شدم

اخبارها طعم تلخ ذلت میدهند طعم تحقیرانسان به درجه دو بودن خود معترف شده!
طعم ... " فحش دادن دلم میخواهد "

مادر 7 فرزند به دنیا آورد
با سلامت بزرگ کرد
تحصیلکرده به جامعه تحویلشان داد
هرکدام سمتی مشغول خدمت
مادر 6 صبح های زمستان گاو میدوخت!
مادر 12 ظهر های تابستان بافه های گندم را روی هم میچید
مادر هرگز النگوی طلا به دست نکرد
مادر تخم مرغ، رب خانگی،ماست و پنیر میفروخت و خرج کتابهای دانشگاه فرزندانش را میداد
مادر قالی میبافت
مادر 
مادری کرد!
نه تنها برای 7 فرزند که نیروی کار و سرمایه جامعه اند
بلکه با حیا و ایمان و نان حلالی که انسانیت و تلاش را در فرزندانش نهادینه کرد
برای فردای جامعه مادری کرد...



مادر هرگز بیمه نشد
مادر هرگز حقوق بازنشستگی نگرفت


مادر ،هرگز روز مادر 5 سکه طلا نگرفت...

مادر خوب است
راضی است و مادری میکند

و میگوید اگر صلاح است یارانه را انصراف داد و حلال نیست نگیریم!!!!!

مادر مادر مادر

چه بگویم؟!

فقط:

بارشان سنگین
رویشان سیاه
دنیایشان آباد و آخرتشان به باد

آداب پایتخت‌نشینی نخواستیم
یک چسب گنده بر نوک‌ بینی نخواستیم

ما را شمیم سنجد و توت وطن خوش است
ما میوه های مصری و چینی نخواستیم

تولید را، پدر، سر جدّت! غلاف کن!
بابایمان درآمده، نی نی نخواستیم!

خواننده های روی زمین خوش صداترند
خواننده های زیرزمینی نخواستیم

با ما بدون پرده بگویید زهر مار!
ما حاضریم...فلسفه چینی نخواستیم

یک لقمه نان به ما برساند، همین بس است
ما دولت چنان و چنینی نخواستیم

هی کار می کنیم و گزینش نمی شویم
اصلا رییس کارگزینی نخواستیم

ما خوانده ایم چاقی کاذب می آورد
نان و برنج و سیب زمینی نخواستیم

دین را دبیر جبر به ما یاد داده است
قربانتان! معلم دینی نخواستیم!

بی سور و سات هم به خدا قانعیم ما
شربت بس است، منقل و سینی نخواستیم

یاران او به برج نشینی رسیده اند
مردی که گفت: کاخ نشینی نخواستیم...

سعید بیابانکی
نوشته شده در ۱۳٩۳/٢/۱٤ساعت ۱۱:۱٠ ‎ب.ظ توسط شیرین نظرات () |


آخرين مطالب
» مرز گم شده
» نو شدن!
» ۱۳٩٤/۱/٢
» داشته ها...
» آگهی تاریخ گذشته!
» فرهنگ و اضطراب (1)
» دومین سالروز پیروزی
» ۱۳٩۳/٦/٢۱
» یاد یار مهربان آید همی...
» قدر دانی!

Design By : RoozGozar.com