خاک خشنود

من با نخستین نگاه تو آغاز شدم

بعنوان دبیر موقت در جلسه انجمن جامعه شناسان ایران حضور دارم
دکتر موسوی چلک بحثی پیرامون وضعیت اجتماعی ایران ارائه می دهند؛
راهکارها همه حکایت از بهادادن به هویت فرهنگی و ملی و مذهبی خویش  دارند.
پایان جلسه با اذان مغرب همزمان است.استاد جمله پایانی سخنرانی را عبارت "صلواتی میفرستیم"  بیان میکند.
من در حس خود غرقم و شروع میکنم به "اللهمم صل ....."
و در کمال تعجب همه دست میزنند!
دکتر موسوی هم یخ کرده است گویا!
و می گوید چون با اذان همزمان بود گفتم صلوات...
و من فکر میکنم که خب با این تاکید حتما اینبار صلوات بر زبان ها جاری خواهد شد...
اما... با لبخندی حاکی از .... "بگذریم"
و من به بازیافتن هویت مان می اندیشم!!!!!!!!!!!!!!!؟
نوشته شده در ۱۳٩٢/۱۱/٢٢ساعت ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ توسط میرا نظرات () |


آخرين مطالب
» مرز گم شده
» نو شدن!
» ۱۳٩٤/۱/٢
» داشته ها...
» آگهی تاریخ گذشته!
» فرهنگ و اضطراب (1)
» دومین سالروز پیروزی
» ۱۳٩۳/٦/٢۱
» یاد یار مهربان آید همی...
» قدر دانی!

Design By : RoozGozar.com