خاک خشنود

من با نخستین نگاه تو آغاز شدم

به روز آخرم فکر میکنم خیلی روزها به روز آخرم فکرم میکنم به روزی که می آید

روزی که با زمین یکی میشوم و باز خاک میشوم همان خاک!

روزی که تمام سنگ ها نیز خاک خواهند شد!

إِذَا رُجَّتِ الْأَرْضُ رَجًّا ﴿۴﴾


وَبُسَّتِ الْجِبَالُ بَسًّا ﴿۵﴾    

سنگ ها ی ریز و درشت! همه ی کوه ها و کوه نمایان! گرد و غباری میشوند!

و شئونات و توهمات بشر ،غرور ها و تکبرات و ... با خاک پاک میشوند.. چه تطهیر زیبایی ست ...

وقتی با آب و آفتاب تطهیر نگیری، خاک است که پستی ات را میزداید...

و چه روز خوبی ست یکدست شدن ....

 

دلم میگیرد از جهل و تکبر!

 

پ.ن:

مردمان جهان از خُرد تا بزرگ
تارهای سست از آرزوهای گران بر گِرد خویش می تنند
و خود
عنکبوت وار میان آن جای میگیرند
ناگهان ضربت جادویی این تارهای سست را از هم می گسلد
آنگاه همه فغان برمی آورند که کاخی آراسته به دست ستم ویران شده است

گوته

 

 

 

نوشته شده در ۱۳٩٢/٧/٢٠ساعت ۱۱:٢٦ ‎ق.ظ توسط میرا نظرات () |


آخرين مطالب
» مرز گم شده
» نو شدن!
» ۱۳٩٤/۱/٢
» داشته ها...
» آگهی تاریخ گذشته!
» فرهنگ و اضطراب (1)
» دومین سالروز پیروزی
» ۱۳٩۳/٦/٢۱
» یاد یار مهربان آید همی...
» قدر دانی!

Design By : RoozGozar.com