خاک خشنود

من با نخستین نگاه تو آغاز شدم

به ستون داخل حرم تکیه دادم

دارم با خودم حرف می زنم و از گرمای بیرون که روانمو پاک کرده بود، شکایت می کنم

صدای پسرک حواسمو پرت میکنه و ناخودآگاه گوش میکنم..،

_مامان ؟مکه است اون جایی که شیطانو لگد می کنند؟

مادرش خونسرد جواب میده: لگد نه پسرم ، سنگ می زنند.

پسرک با جدیت میگه :من اگه باشم که یه آجر حسابی گیر میارمو...

بر میگردم تا چهرشو ببینم..

یه پسر 6 - 7 ساله خوشگل  و بانمک که تو چشمای درشت و مشکیش

برق نفرت از شیطان! و عزم جدیش برای این کار رو میشه دید.. .

      Image Hosted by Free Picture Hosting at www.iranxm.com 

چقدر معتقدم  به مبارزه با نفس و شیطان؟!

چندبار شده وقتی دلم انجام کاری را بهم دستور میده درنگ کنم

و شک کنم شاید وسوسه شیطان است؟

اصلا چقدر معتقدم به وجود دشمن مبینی که خدا در قرآن فرموده؟

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/۱۸ساعت ۱٠:٢٦ ‎ق.ظ توسط میرا نظرات () |


آخرين مطالب
» مرز گم شده
» نو شدن!
» ۱۳٩٤/۱/٢
» داشته ها...
» آگهی تاریخ گذشته!
» فرهنگ و اضطراب (1)
» دومین سالروز پیروزی
» ۱۳٩۳/٦/٢۱
» یاد یار مهربان آید همی...
» قدر دانی!

Design By : RoozGozar.com