خاک خشنود

من با نخستین نگاه تو آغاز شدم

 

وقتی در خیابان فحش و کتک کاری بین راننده ها و مسافرین و .. را میبینیم برایمان عادی ست که بعد از کمی کنجکاوی بگذریم
وقتی عابرانی که از کنارمان میگذرند یا در مترو و اتوبوس و تاکسی کنارمان نشسته اند اخم کرده و جدی و عنق باشند برایمان بشدت عادی ست!
وقتی زن و شوهری در جمع و مکان عمومی بهم نیش و کنایه بزنند و غر و لند کنند برایمان بسیار عادی ست!
اما اگر در خیابان و دانشگاه و مکان عمومی چند نفری باهم بلند بخندند و شاد باشند بسیار برایمان جای سوال میبشود که حالا چشونه ،چه خبره؟!!!!
اگر فردی در خیابان و مکان عمومی به تنهایی در حال گذر باشد و لبخند به لب داشته باشد میگوییم قاطی کرده خوش با خودش میخنده!
اگر زن و شوهری در مکان عمومی که هیچ ، جمع خانوادگی حتی پیشانی یکدیگر را ببوسند یا در آغوش گیرند اینها هم هیچ حتا با عشق و لبخند باهم برخورد کنند میگوییم چه سبک حالا چه لزوم داره تو جمع؟

روز پس از عقد مان به محضر رفتیم تا کارهای سندی! را انجام دهیم من و همسرم سید مجتبی (بنده چادری و محجوب ایشون هم که معرف حضور هستن :حتا با این وصف) در حالی که دست یکدیگر را در دست داشتیم سرخوشان وارد دفتر خانه شدیم.پس از انجام امور مسئول محترمه گفتند چند لحظه بیایید باهاتون کار دارم. بعد پرسید شما تو خیابونم همینطور اومدین؟ آقای پیموده شما که سید پیموده (انگار نام یک امامی هست) هستید دیگه چرا از شما بعیده زشته ؟
گفتم هر روز ده تا زنو شوهر میاد اینجا تو جمع همه راز زندگیشو میریزه رو دایره و زشت ترین حرفارو بهم میزنن شده با همین شدت زشتی کارشونو تذکر بدید یا نه خیلی هم عادیه؟ 
خفه شد!
فرهنگ ما زشتی را دوست دارد فرهنگ ما اخم و بدخلقی را ارزش مینهد!

پ.ن: عکس زمان دانشجویی است دورانی که خیلییییییی راحت میخندیدیم...

 

نوشته شده در ۱۳٩۳/٧/٢٦ساعت ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ توسط میرا نظرات () |


آخرين مطالب
» مرز گم شده
» نو شدن!
» ۱۳٩٤/۱/٢
» داشته ها...
» آگهی تاریخ گذشته!
» فرهنگ و اضطراب (1)
» دومین سالروز پیروزی
» ۱۳٩۳/٦/٢۱
» یاد یار مهربان آید همی...
» قدر دانی!

Design By : RoozGozar.com