خاک خشنود

من با نخستین نگاه تو آغاز شدم

هوای پاییزی این روزها پر از نشاط و زیبایی هست برام...

پر از خاطرات خوب... سال گذشته چنین روزهایی اولین سفر پس از ازدواجمان

به مشهد بود... و دقیقا پس از اون سفر خوب ،حادثه سوختن دستم!

اما این حادثه دردناک، با حضور تو از بهترین خاطرات زندگی ام شد.وقتی هنوز دوماه از

عقدمان نگذشته بود و اولین امتحان برای راستگویی محیا شد! وقتی یک ماه تمام با

همه ی وجود همراهی ات را اثبات کردی که نه فقط در سلامت که در اوج رنج و ناتوانی

هم صبورانه بدون حتی اندکی اخم و نشان دادن ذره ای نا رضایتی ، درد را برایم به

خاطره ای خوش بدل کردی... و به مهربانی ات ایمان آوردم بیش از پیش...

حالاهر بار که به دستم نگاه میکنم همراه با لبخند است چون تصویر صداقت و مهربانی

تو را در آن میبینم...

              

 

امروز پنجره را که باز کردم بوی باران هوای خانه را پر کرد و مرا به ثبت این لحظه های

خوب وا داشت... 

حیف که نمیتوانم عطر باران را به این عکس ضمیمه کنم...این پنجره خانه ماست

در یک صبح پایبزی....

 

نوشته شده در ۱۳٩٢/۸/۱۱ساعت ۳:۱٦ ‎ب.ظ توسط میرا نظرات () |

میل به بازیابی عشق مادر!

یا با اصطلاح تخصصی اش "میل پیشاادیپی"

دوست داشته شدن،مورد توجه و دلسوزی و مراقبت مادرانه و پدرانه واقع شدن!

شاید آن چیزی باشد که همواره گمشده ی زنان است!

البته این مبحثی است که در مطالعات فرهنگی در پژوهش های جنیس ردوی

و ننسی چادورو در ذیل داستان های عاشقانه عامه پسند بدان پرداخته شده است.

ولی آنچه با همین محتوا در ذهن من شکل گرفته بود مربوط به پیش از مطالعه این

مباحث است.قصد توضیح علمی  ندارم تنها بخشی  کوتاه از مطالب این مقاله را

در اینجامیاورم.

تقدیم به تمام زنانی که دلتنگی هایشان را کسی حتی متوجه نخواهد شد!

زیرا زن ؛ مادر زاده شده است حتا اگر هرگز فرزندی نزاید!

" مرد داستان های عاشقانه ی مورد پسند زنان ،مردی ست که از خلال رابطه اش با

آن زن ،از انسانی عاطفی اما نافرهیخته تبدیل میشود به کسی که می تواند برای او

دل بسوزاند و به گونه ای بپروراندش که سنّتا فقط از زنان توقع میرود!

همانگونه که ردوی متذکر شده است: " آن کسی که به نحوی رمانتیک خیال پردازی!

میکند آرزوی یافتن یک شریک علاقه برانگیز و بی همتا برای زندگی را در سر نمی پروراند

بلکه آرزو دارد که کسی به طرزی خاص برایش دل بسوزاند و دوستش داشته

باشد و تصدیقش کند!"

چنین آرزویی حکم خیال پروری درباره ی احساسات متقابل را دارد و مترادف است

با آرزوی باور به اینکه مردان قادرند همان محبت دلسوزانه و توجهی را به زنان ارزانی

کنند که توقع میرود زنان مرتبا به مردان ارزانی دارند!

لیکن خیالات رمانتیک چیزی بیش ازین را برای خواننده امکان پذیر میسازد و در واقع

زمانی را به یادمان میاورد که ما خود مورد توجه بسیار زیاد مادرو پدر قرار داشتیم.قرائت

رمانتیک نوعی خیال پروری است که در آن قهرمان داستان نهایتا منشا دلسوزی

و توجهی است که خوانندگان زن از زمان سپری شدن پیشا ادیپی خود دیگر تجربه

نکرده اند!

ازین منظر میتوان گفت قرائت داستان های عاشقانه وسیله ای است برای اینکه زنان

بتوانند با احساس همدلی و از طریق رابطه ی قهرمان مرد با قهرمان زن،از همان

دلسوزی محبت آمیز برخوردار شوند که خود آنان در زندگی روزمره می بایست

به نحوی یک جانبه به دیگران ارزانی بدارند!

.......

پ.ن: اکثر والدین فکر میکنند اگر فرزندشان ازدواج کرد دیگر نیاز به سر نهادن در آغوش

آنان را ندارد در حالی که زنان زیادی را میشناسم که خود مادر شده اند اما

نیازمند آغوش مادرانه اند!

 

ادامه دارد....


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳٩٢/۸/٧ساعت ٩:۳٩ ‎ب.ظ توسط میرا نظرات () |


آخرين مطالب
» مرز گم شده
» نو شدن!
» ۱۳٩٤/۱/٢
» داشته ها...
» آگهی تاریخ گذشته!
» فرهنگ و اضطراب (1)
» دومین سالروز پیروزی
» ۱۳٩۳/٦/٢۱
» یاد یار مهربان آید همی...
» قدر دانی!

Design By : RoozGozar.com