خاک خشنود

من با نخستین نگاه تو آغاز شدم

 

     آه ، ای صدای زندانی

     آیا شکوه یأس تو هرگز

     از هیچ سوی این شب منفور

      نقیبی بسوی نور نخواهد زد؟

نوشته شده در ۱۳٩٠/٧/۱۸ساعت ٩:٤۱ ‎ق.ظ توسط میرا نظرات () |

    ؟!    ؟!  ؟! ؟  ؟!   ؟!  ؟   !؟

آدم های خوب

آدم های بد

بدتر و بدترتر. . . .

و من تر میشود تمام قامت چهره ام از اشک

از خوب بودن پیچیده ی آدم های خوب!!!!

آدم هایی بشدت خوب!

به تعریف خودشان!!!

و از صفت هایی که به من میچسبانانند

اوووه که این برچسب ها سنگینی میکند روی قلبم. ...

میترسم کنده نشوند دیگر .. کم کم عضوی از وجودم شود و. ..

آه

که گریزگاهی نیست.. ...

      

..

شاید تقصیر آنها نباشد که این قدر راحت خط کش دست میگیرند

برای تقسیم آدم ها!

حالا که به مطالعات جامعه شناسانه ام بر میگردم

میبینم نه.. تقصیری ندارند،مقصر نظام آموزشی ماست

که از همان  روز اول کلاس اول

یکی مامور میشد وقتی معلم نیست تند تند پای تخته

اسم خوب ها و بدها را بنویسد!

اوووووه چقدر طولانی شده.. معلم که نیست معیار خوب و بد

هم گم شده

شاید باید دست نگه داریم از نوشتن پای تخته. ..

دست نگه داریم تا معلم بیاید. ...

 

...

.

.

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/٧/٧ساعت ۱۱:٤٧ ‎ب.ظ توسط میرا نظرات () |

ای خدای مهربون دلم گرفته . . .

یه موقع هایی مثل الان..

غروب های پاییزی ، همراه صدای مضطرب باد و زوزه اش از درز پنجره ها

همراه تلنگر رعد های گاه و بیگاه. ..

یکباره تمام غربت زمینی بودن تو وجودت سنگینی میکنه. ..

این موقع ها دلم میخواد خودمو به آغوش خدا بسپرم

دلم میخواد پناه ببرم به بزرگی و مهربونیش. ..

اما اونقدر دور شدم که حسش نمی کنم. ...

حالا هیچ آغوشی نمیتونه آرومم کنه...

هیچ سقفی پناهگاه دلهره هام نیست. ..

همین!

نوشته شده در ۱۳٩٠/٧/٧ساعت ۸:٥۳ ‎ب.ظ توسط میرا نظرات () |


آخرين مطالب
» مرز گم شده
» نو شدن!
» ۱۳٩٤/۱/٢
» داشته ها...
» آگهی تاریخ گذشته!
» فرهنگ و اضطراب (1)
» دومین سالروز پیروزی
» ۱۳٩۳/٦/٢۱
» یاد یار مهربان آید همی...
» قدر دانی!

Design By : RoozGozar.com