خاک خشنود

من با نخستین نگاه تو آغاز شدم

استاد می پرسه: بنظرتون میشه کسی تو بهشت بره

 اما خدا ازش راضی نباشه؟!

  

سوالی بود که سرکلاس علوم قرآنی به مناسبتی استاد پرسید...

و جوابشاین میشد که : آره! میشه..

کسانی که صرفا مناجات التاجرین داشتن

 کسانیکه برای بهشت کار کردن خدابه  وعده اش عمل میکنه و

 بهشت رو بهشون میده اما بهشتی بی حضور او!

که به هرکس آنچه را برایش و بخاطرش کار کرده میدهند...

اینا چیزاییه که شنیدیم و بلدیم

 

 اما امروز داشتم یه وبلاگ می خوندم بنام  فاحشه ای در آغوش خدا

و فهمیدم میشه تو جهنمم بود و خدا از آدم راضی باشه

و آدمو دوست داشته باشه!

فقط کافیه ایمان پیدا کنی، کافی باورکنی حضورشو  . . .

جالب بود برام! اینکه یه آدم که شاید هیچ وقت فرصت نکرده یه کتاب

 دینی و مذهبی دست بگیره و پاش هم به مسجد و منبر نرسیده

 اینقدر قشنگ برای ایمان به خدا استدلال بیاره

حرفایی که شاید از استدلال های کلامی و فلسفی امثال ما

قانع کننده تر باشه!

 

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/٢/٢٠ساعت ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ توسط میرا نظرات () |

به دنیا اومدم تا عاشقت باشم . . . .

استاد می پرسه: بنظرتون میشه کسی تو بهشت بره

 اما خدا ازش راضی نباشه؟!

                     

تو مسیر خیلی حس گرفتم به این فکر می کنم وقتی بعد ۵  سال میرم

حرم امام رضا (ع)  چقدر . . .

١۵ ساعت  بودن در اتوبوس کلافه ام کرده و گاه و بیگاه به

 دوستم غر میزنم..

آسیه فقط مثل همیشه لبخندمیزنه . . .

وارد حرم میشوم. . .

سعی میکنم . . .         اما هیچ حسی ندارم . . .

فقط به نیت دوستانی که خیلی برایم عزیزند نماز میخونم  و برمیگردم

صبح روز بعد شده اما انگیزه ای برای رفتن به حرم ندارم

غروب روز دوم است و . . .

داخل صحن نشسته ام و به مردمی که در رفت و آمدند نگاه میکنم

گوشیمو  دست میگیرم و به آسیه پیام میدم: " ببخش اگه . . . ."

اشک صورتمو میگیره . . . . .

 حالا میتونم به امام رحمت و مهربانی سلام کنم . . .

                  

گاهی   مثل امروز از خودم می پرسم:

 چند درصد مردهای این شهر   همسر، مادر، خواهر یا دختر دارند؟!

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/٢/۱۸ساعت ۱:٤۱ ‎ب.ظ توسط میرا نظرات () |

_ اصفهان

کلیسای وانک _

_ . . . . (این قسمت از دیالوگ را نشنیدم ...

_ پسربچه (با لهجه اصفهانی):  ما چندین بار نماز میخونیم صبح ظهر

  و .. نماز شب ...

_ مرد (با لهجه ی ارمنی) :خب کدوم واجبه و  از همه مهمتره ؟

_ پسربچه: نماز شب مهمتره!

اون یکی پسر بچه: نه بابا همشون واجبه.

_ پسربچه: شما کدوم پیامبرارو قبول دارین؟ ماهمشونو قبول داریم

    حتی حضرت عیسی راهم!

_ مرد:(با کمی مکث) ماهم قبول داریم از اول تا عیسی اما خب یکی

        باید رهبر باشه

نمیشه همه رو باهم که . ..مثلاشما کدوم اوله؟  کی مهمتره؟

_ پسربچه: اول که خداس ! بعدشم امام حسینه!

اون یکی پسر بچه : به پهلوی دوستش میزنه و میگه نه حضرت محمده!

مرد با تعجب: بلــــــــــــه اول که خداس. .. .

_ پسر بچه:آهان حضرت محمده. .آقا شما چتو مسلمون نشدی؟

مرد به روی خودش نمی آورد و حرف پسربچه را نادیده میگیرد و

   به گفتگو با دیگر بازدیدکنندگان می پردازد . . .

پسربچه رگبار سوالات راهمچنان ادامه میدهد. . .

زنی که چادرش رابا دندان جمع میکند با حالت غر و لند میگوید :

این سوالا چه چیه مپرسی؟ از دین خودمونوم وا میایم !

. . ..

 

سفر خوبی بود بویژه در همراهی با بانوی قاف نشین

     و تجربه های عارفانه !

 

    دست خسته ی مرا  ، مثل کودکی بگیر

                             با خودت مرا ببر  ، خسته ام ازین کویر . . .

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/٢/۳ساعت ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ توسط میرا نظرات () |


آخرين مطالب
» مرز گم شده
» نو شدن!
» ۱۳٩٤/۱/٢
» داشته ها...
» آگهی تاریخ گذشته!
» فرهنگ و اضطراب (1)
» دومین سالروز پیروزی
» ۱۳٩۳/٦/٢۱
» یاد یار مهربان آید همی...
» قدر دانی!

Design By : RoozGozar.com